|
|
|
||||||
|
|||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 15:6 توسط آخرداد اربابی
|
|
|||||||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 14:55 توسط آخرداد اربابی
|
|
|||||||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 14:30 توسط آخرداد اربابی
|
|
|||||||
|
|
|
|||||
|
||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 14:23 توسط آخرداد اربابی
|
|
||||||
|
|
|
|
|
استان سيستان و بلوچستان دارای آب و هوای خشک و گرم است و مردم آن به دو دسته ساکن و عشاير که ايلات بلوچ را تشکيل می دهند و غير ساکن هستند، تقسيم می شوند. اصولاً منبع اصلی درآمد برای بلوچ های ساکن، کشاورزی و برای بلوچ های متحرک، دام پروری است که متأسفانه در سالهای اخير به علت خشکی فراوان، کشاورزی و دامپروری تا حد بسيار زيادی افت کرده است. در نتيجه عوامل مذکور، مردم استان سيستان و بلوچستان، به ناچار به فعاليت های غير کشاورزی روی آورده اند و سعی کرده اند با توسل به فرآورده های مذکور، زندگی خود را سرو سامان بخشند، بجز ترانه ها و نغمه ها، صنايع دستی نيز بيانگر چهره ای از زندگی مردمان بلوچ است که در رنگها و نقش های سوزندوزی بلوچ يا گليم و قالی مفهوم می يابند. جالب اينجاست که فعاليت های صنايع دستی به طور سنتی در استان مذکور توسط زنان انجام می شود زيرا زنان بلوچ به علت زندگی بسيار محقرانه خود چندان فعاليت خانه داری ندارند. به واسطه سنت ها و عقايد مردان، در خارج از خانه هم نمی توانند کار کنند، در نتيجه هر زن و دختر بلونچ از هفت سالگی و به بهانه تزئين لباس خود، سوزندوزی بلوچ را می آموزد و بدين ترتيب به معاش خانوانده کمک می کند، سفالسازی، قالی و گليم بافی و حتی نمد مالی که کاری سخت و مردانه است، توسط زنان سيستان و بلوچستان انجام می شود. مهمترين رشته های صنايع دستی رايج در استان عبارتست از: قالی بافی، گليم بافی، سفالگری، حصير بافی، پرده بافی، چادر بافی، نمدمالی، خراطی و سوزندوزی بلوچ، سکه دوزی و آيينه دوزی، پريوار دوزی، توردوزی، خامه دوزی و سياه دوزی. قالی بافی: شروع قاليبافی در سيستان به دو هزارسال پيش برمی گردد که اقوام سکايی در دشت زرخيز سيستان ساکن شده و به کشاورزی پرداختند و بافندگی خود را همچنان حفظ کردند. قوم مذکور در قرن پنجم ق.م. قالی و گليم می بافتند و نمد توليد می کردند و از گورهای آنان در شمال آلتايی واقع در سيبری، قالی، گليم و نمد به دست آمده است. در نوشته های اوايل دوره اسلامی، سيستان دارای بهترين بافته های ابريشمی و پشمی بوده است. شهرت بافته های سيستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولانی و درخشان قالی بافی در منطقه دارد. کشف "قالی پازيريک" نشان می دهد که اين قالی توسط اقوام سکايی بافته شده است و به جرأت می توان گفت سکاها نخستين کسانی بودند که بافته هايی بسيار زيبا از خود به جای گذاشته اند. طرحهای قالی سيستان شبيه به نقش های ترکمن است و نقش های اصيلی چون بلوچی، مددخانی، فتح اللهی و غيره که در اکثر نقاط ايران شناخته شده و در استان های کرمان، خراسان و مازندران مشتری های قديمی دارند. طرحهای مذکور بدون داشتن طراح و نقاش، به صورت ذهنی از نسلی به نسلی ديگر منتقل شده اند. قالی بافان سيستانی به واسطه زندگی غير ساکن از دارهای افقی استفاده می کردند ولی در حال حاضر دارهای آنان به دارهای عمودی تغيير يافته است. گليم بافی: از ديگر رشته های مهم صنايع دستی که هم در سيستان و هم در بلوچستان رايج است، گليم بافی است. گليم بيشتر توسط زنان چادرنشين که دامدارند، بافته می شود که از پشم دامهای خود برای مواد اوليه گليم بهره می برند. نقشهای گليم اکثراً سنتی و بدون طرح و الگو است و بيشتر از نقش های سوزندوزی بلوچ استفاده می شود، رنگهای مورد مصرف در مايه تيره است و رنگهای مشکی، زرشکی و قرمز و اندکی رنگ سفيد يا زرد به کار می رود. سوزندوزی: بدون ترديد سوزندوزی بلوچ را بايد در زمره يکی از اصيل ترين و جالب ترين رشته های صنايع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از اين خاک نيز رسيده و مردم بسياری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می شناسند. هنر ظريف و پر سابقه ای که هيچکس به درستی نمی داند از چه زمانی در ايران شروع شده است. آنچه مسلم است تقريباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب می آيند. در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شايد مهمترين وسيله تزئين لباس همين سوزندوزی است. اگر از آنان بپرسيد از چه زمانی پيراهن خود را سوزن دوزی می کنند، آن را وصيت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی نمی توانند منشأ آنرا تعيين کنند. سوزندوزان بلوچ با نقش گل ها و بوته ها و ترکيب رنگ ها، طبيعت رنگين و زيبايی آفريده و جهانی ساخته اند که در انديشه و خيالشان شکل می گرفته است. طبيعت را آن چنان که دوست داشته و می خواسته اند ترسيم کرده اند، نه به آن شيوه و شمايلی که وجود دارد. پيراهن بلوچ با چهار قطعه تزئين يافته است که عبارتست از يک قطعه پيش سينه، دو قطعه سرآستين و قطعه ديگر که در زير پيش سينه به طور عمودی تا پايين پيراهن دوخته می شود و جيب يا در اصطلاح محلی "گوپتان" ناميده می شود. سوزندوزی بلوچ به صورت پيش سينه، جيب، سرآستين، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، روميزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می شود. از طرحهای اصيل مورد استفاده در سوزندوزی بلوچ می توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مرواريد نام برد. پريوار دوزی و توردوزی نيز از ديگر انواع رودوزيهای بلوچستان است. خامه دوزی: خامه دوزی بسيار شبيه سوزندوزی بلوچ است با اين تفاوت که در آن فقط از نخ سفيد يک رنگ استفاده می شود. اين هنر تنها در روستاهای سيستان رواج دارد. محصولات خامه دوزی شامل عرقچين، لباس، پيش سينه، جانماز، روميزی و ... است، که اکثراً برای افراد مسن خاص تهيه می شود. سياه دوزی: نوع ديگر سوزندوزی در سيستان، سياه دوزی است که در آن از نخ سياه ابريشم استفاده می شود و روی لباس مورد استفاده قرار می گيرد. خامه دوزی و سياه دوزی تنها جنبه خود مصرفی داشته و فقط بين اهالی سيستان خريد و فروش می شود. سکه دوزی: تنها مورد ديگر تزئين منازل بلوچ و خانواده های بلوچ پس از سوزندوزی، سکه دوزی بلوچ است. سکه دوزی را يا به ديوار می آويزند و يا جهت تزيين روی رختخواب می اندازند و يا در عروسی ها به گردن شتر می آويزند. به جهت وجوه اشتراک فراوانی که بين اهالی بلوچستان ايران با اقوام ساکن در کشورهای مجاور منطقه از نظر قومی، نژاد، زبان و فرهنگ وجود دارد، مشابهت هايی هم در هنرهای دستی ساکنين اين مناطق وجود دارد که امری کاملاً طبيعی است. بهمين دليل تشابهاتی بين سکه دوزی بلوچ ايران با محصولات هند و پاکستان وجود دارد. سفالگری: کلپورگان مرکز توليد نوعی سفال در بلوچستان است که در 30 کيلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ايران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر توليد و رنگ به سفالهای ديگر مناطق ايران ندارد. سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاً ابتدايی توليد می شود. در ساخت سفال، مردان فقط وظيفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می گيرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می گيرد و تراش داده می شود و با سياه قلم تزيين می شود. نقش ها ساده و هندسی است. مصنوعات ساخته شده شامل: ديگ، سينی، کوزه، قليان، گلدان، ليوان، قوری، مجسمه حيوانات و ... است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384ساعت 20:5 توسط آخرداد اربابی
|
|
||
|
|
|
|
|
سكه دوزي
مهمترين موادي که در ساخت محصولات سکه دوزي شده بکار ميرود عبارت است ازپارچه هائي که داراي برق و جلا ميباشد (مانند جرسه)، دکمه،، آينه، پولک، خرمهره و امثالآن. در گذشته به دليل هم مرز بودن منطقه با کشورهاي هند و پاکستان، اهالي بلوچستاناين نوع مواد اوليه را ابتدا از هندوستان و سپس از پاکستان وارد مي کردند و به همينجهت در مورد اصالت اين هنر بومي استان شبه و شک فراواني وجود داشت به طوري کهبعضي از محققين و کارشناسان اين رشته آن را نشات گرفته از هنرهاي دستي هند عنوانکردهاند در حاليکه به هيچ وجه چنين نيست و سکه دوزي هنري صد در صد بلوچي است وداراي اصالت بومي بوده و مختص منطقه ي بلوچستان ميباشد و اگر مشابهت هايي بين اينهنر و انواع آن در کشورهاي همجوار ديده ميشود فقط به جهت وجوه اشتراک فراواني است که اهالي بلوچستان ايران با اقوام ساکن در کشورهاي مجاور از نظر قوميت، نژاد، زبان وفرهنگ دارند و لذا وجود اين تشابهات در هنر دستي ساکنين اين مناطق امري طبيعي است.سکه دوزيها، دو نوع است يکي آنها که براي آويختن ساخته مي شوند و اغلب مجموعه يي ازاشکال لوزي، مربع و مثلث دارند که براي اين کار پارچه را به شکلهاي مورد نظر انتخاب کرده بنا به سليقه ي خود به طرز بسيار زيبايي روي آن دکمه هاي سفيد ميدوزند و در لابلايدکمه هاي دوخته شده آينه هاي کوچک و بزرگ و پولک قرار ميدهند. و شکل بديع بوجودمي آورند. محصولات توليدي همان گونه که گفته شد بسيار جالب بوده و داراي اصالتمي باشد و اين همان نوع سکه دوزي هايي است که هم اکنون در اغلب فروشگاههاي سازمان صنايع دستي ايران عرضه شده و به فروش مي رسد. اگر چه در حال حاضر قسمت اعظم مواد اوليه ي مورد نياز اين نوع توليد از داخل کشور تامين ميگردد، ولي هنوز قسمتي از موادمورد نياز اين صنعت مانند آينه هاي بزرگ و کوچک و برخي از انواع پولکها به دليل عدم توليد آنها در داخل، و فراواني و ارزاني آن در پاکستان به صورت قاچاق از آن کشور واردمي شود. در سالهاي اخير، سازمان صنايع دستي ايران به دليل نقش اين صنعت در اقتصاد منطقه و قابليتهاي آن در جهت ايجاد درآمد براي زنان و دختران روستايي به آن اهمييتبيشتري داده و جهت تشويق روستاييان بلوچ به فعاليت بيشتر در اين رشته، اقدام به خريد توليدات سکه دوزي شده ي صنعتگران استان نموده است.مهمترين مراکز توليد و عرضه سکه دوزي، روستاهاي اسپکه، پيپ، فنوج، چانف و آهوران از توابع شهرستان ايرانشهر است و سازمان صنايع دستي ايران در عين حال بر حسب امکاناتاقدام به خريد توليدات صنعتگران اين رشته از ديگر نقاط بلوچستان نيز مي کند. در حالحاضر مديريت صنايع دستي سيستان و بلوچستان در يک کارگاه در اردوگاه افاغنه ي زاهدان با تامين مواد اوليه مورد نياز صنعتگران، راسا دست به توليد اين نوع کالا زده و با نظارتمستمر سعي در بالا بردن کيفيت و ايجاد تنوع در طرحها، با حفظ اصالتهاي بومي و فرهنگي منطقه دارد. نوع ديگر سکه دوزي که توليد آن جهت ارائه به بازار فروش چندان مقرون به صرفه نيستو معمولا جز در منازل خود اهالي در جايي ديگر يافت نميشود، نوعي است که بيشتر روي رختخواب مياندازند و ساخت آن شکل بخصوصي دارد که بر روي قطعه يي بافته شده ازپشم به طول تقريبي 3 متر و عرض 50 سانت در متن طرح مورد نظر دکمه مي دوزند، درلابهلاي دکمه هاي خر مهره و آينه هاي ريز و درشت را جا داده اطراف آن را ميپوشانند. و ازيک طرف سراسر طول محصول را با منگوله هايي از پشم زينت ميدهند. اين سکه دوزيهاسنتي بوده و تهيه ي آن براي خانوادههاي بلوچ هزينه ي بسياري در بر دارد زيرا مواد زينتيآن نسبت به آويزهاي ديواري خيلي بيشتر است و گرانتر هم تمام مي شود. مرغوبيت ايننوع سکه دوزيها بستگي مستقيم با وضع مالي خانواده ي توليد کننده و سليقه ي سازنده دارد و از طرفي دارا بودن تعداد بيشتر سکه در منزل هر فرد نيز معرف وضع مالي خوب آن شخص ميباشد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384ساعت 20:1 توسط آخرداد اربابی
|
|
||
|
|
|
||
به مراسم آذين چهارشنبه سوري سال گفته مي شود كه بنام هاي مختلف نيز ناميده مي شود . مثلا" در اصفهان به آن جهارشنبه سرخي و درفارس جهارشنبه آخر مي گويند. رسم مرسوم دراين روز روشن كردن بندهاي خار و پريدن از روي آتش است . مردم ازاين حريق دور كردن بلايا را مي خواهند تا براي سال جديد سلامتي را به همراه ببرد. پريدن از روي آتش معمولا" به همراه خواندن اشعار مي باشد . درخور و انارك در حاشيه كوير ايران آتش را ازروي پشت بام به كوجه مي اندازد و كوزه آبي روي آن مي شكنند . در نائين نيز عين همين عمل را در جهارشنبه آخر ماه صفر تكرار مي كنند و درداخل كوزه سكه اي نيز قرار ميدهند. در برخي از نقاط خراسان كوزه و زغال و نمك به نيت شور چشمي و سكنه به نشانه فقره را دور سر افراد مي گردانند و بعد به بيرون مي اندازند . دركرمان نيز همين رسم با جزئي تغيير انجام مي شده است . در آذربايجان غربي و كردستان رسم شال اندازي وجود دارد اين رسم براي گرفتن خوراكي مي باشد مانند قاشق زني و بيشتر حالت تفنن دارد. درهمين روز به تهيه آجيل جهارشنبه سوري نيز مي پردازند . در برخي از نقاط ايران در آتش جهارشنبه سوري انواع دانه ها و سبزيجات مي ريختند ( فال گوشي وايستادن ) نوروز روز اول فروردين ماه است . مراسم نوروز مجموعه اي است كه قبل از شروع مراسم اصلي شروع مي شود. و تا جندين روز بعد از آن ادامه مي يابد . پيش آهنگان نوروزي نويد آمدن بها را باشادي و خواندن اشعاري مي دهند اين پيشاهنگان عبارتند از حاجي فيروزها ونوروز خوان ها . نوروز بزرگترين چشن وآئين درسال شمسي است در متون مختلف نوروز را به گونه اي مختلف توجيه و به اشخاص مختلف ثبت داده اند ازجمه جمشيد پادشاه باستاني ايرانيان مي گويند او براي اين جشن را برقرار ساخت در دوره اسلامي نوروز را به سليمان پيغمبر نسبت داده اند . در دهات مجاور شهر اردبيل و در خود اين شهر مردم معتقدند كه در نوروز حضرت علي "ع" به امامت و ولايت برگزيده شد. نوروز جشن شروع گردش طبيعت است . درقديم رسم بوده است كه مردم آغاز هر ماه را نيز جشن مي گرفتند اما جشن روز اول فروردين مفصل تر بود. نوروز بدليل شرايط خاص خودش همراه با بسياري باورها واعتقادات و اعمال مي باشد مثل سبزه سبز كردن ، تخم مرغ رنگ كردن ، شيريني پختن و غيره كه درهمه مناطق ايران وجود دارد. سفره هفت سين پهن كردن نيز يكي از همين مراسم است در مناطق مختلف بعضا" هشت سين متفاوتي در سفره مي چينند . زماني در --- فارسي بجاي هفت " سين " هفت " ميم " داشتند . مرغ و ماهاي و… در نوروز بعضي نمايش ها و بازي ها هم وجوددارد مثل نمايش سير نوروزي يا امير بهاري درغرب و شمال غرب كشور . اين مراسم بمدت ١٣ روز از اول تا ١٣ فروردين ماه دوام داشت . مراسم سيزده بدر هم يكي از مراسم نوروزي است . نوروز با جهارشنبه سوري پيش باز مي شود و با ١٣ بدر بدرقه مي شود مردم دراين روز به دامان طبيعت پناه مي برند. درگذشته هاي دور رسم براين بود كه دراين روز مردم براي يكديگر به سلطان هديه مي فرسنادند ، دراين روز سلطان لباسي از خــــــــز مي پوشيد وسپس لباسهاي تابستاني خود را ميپوشيد واگر نوزادي دراين روز بدنيا بيايد نامي برا او مي گذارند كه كلمه مهر درآن باشد. دربرخي از روستاهاي زرتشي نشين يزد هنوز گوسفندي را براي ايزد مهر دراين روز قرباني مي كنند . اين گوسفند به هنگام زايش بايد نذر " مدايزد" شده باشد و بعد برياني كردن گوسفند در تنور سيني آن را روي سه لنگ به نماد گفنار نيك ، كردار نيك وانديشه نيك است مي گذارد و سپس آن را به همراه پوست و مقداري دنبه آن به آتشكده مي برند. در نخستين روز ديماه كه شب زايش مهر ( خورشيد ) است و بلندترين شب سال مي باشددراين شب مردم به شب نشيني و خوردن ميوه هاي تابستاني و شادي مي پردازند . در روستاهاي خراسان و آذربايجان جنانچه پسري با دختري نامزد باشد دراين شب خانواده پسر براي دختر هديه مي فرستند . در كرمان مردم تا صبح بيدار مي مانند ومنتظر " قارون " كه خود را به شكل هيزم شكني در مي آورد و به فقرا هيزم ميدهد و بعد اين هيزم ها به طلا بدل مي شوند مي نشينند و مرسوم است كه دراين شب مردم علاوه بر خوردن ميوه و آجيل فا ل حافظ هم مي گيرند. اين مراسم عمدتا" مذهبي و اسلامي هستند . مانند مراسم ماه محرم وصفر – ميلاد حضرت رسول - ولادت حضرت علي ، عيد مبعث ، ولادت حضرت امام زمان ، شهادت حضرت علي ، عيد فطر ، عيد قربان ، عيد غدير . اين مراسم بسيار متنوع است همه اقشارمردم درآن شركت مي كنند و گروهي نيز سازمان دهنده مراسم هستند و گروهي اجراي مراسم را بعهده مي گيرند و گروهي ناظر براين مراسم هستند گونه هاي مختلف مراسم ماه محرم عبارتنداز روزه خواني ، دسته گرداني ، تغزيه خواني ، مكان تعزيه. روضه خواني سابقه تاريخي دارد و درباره وقايع كربلاست و درمساحد و حسينيه ها خوانده مي شود . شيوه خبر كردن براي مراسم روضه خواني متفاوت است و بازدن پرچم بر سر درخانه ، اعلام از ترسيدن و يااينكه يكنفر از طرف صاحب روضه به درخانه ها مي رود و قهو هاي را كه داخل دستمال است تعارف مي كند صورت مي گيرد با برداشتن قهوه ميهمان دعوت صاحب روضه را مي پذيرد ولو اينكه صاحب روضه دشمن او باشد. مراسم غروب عاشوراست ، گروهي با روشن كردن شمع دركوچه وخيابان حركت كرده نوحه مي خوانند. درتاريخ نقل شده كه قوم بني اسد كه نزديك كربلا بودند در روز سوم شهادت امام حسين ، شهداي كربلا را به خاك مي سپارند . مراسم اينگونه است كه گروهي با لباس سفيد براه مي افتند ، بيلي هم در دست دارند و نقشي را هم بطور سمبليك حركت مي دهند. نمايش مذهبي است با جهارچوبي خاص ويكي از جلوه هاي ماه محرماست . اجراي اين نمايش امكاناتي لازم دارد كه مهمترين آن عبارتند از : تعزيه خوان ، وسايل تعزيه خواني ، مكان تعزيه خواني مثل مراسم سوراخ كردن گوش براي دختران ومراسم ختنه سوران براي پسران مي باشد . براي پسران رسم عقيقه كردن هم وجود دارد كه گوسفندي را قرباني مي كنند و بطور كامل مي پزند و تمام اعضا و احشا’ آن را به همراه استخوانها درمحلي دفن مي كنند. مراسم شب شش مراسم است كه در ششمين شب تولد فرزند برگزار مي شود . اعم از دختر يا پسر. دراين شب هر فرزندي درمعرض " آل زدگي " قراردارد. آن موجودي خيالي است كه به نوزاد ويا مادر آن آسيب مي رساند. پس براي دفع آن تمام فاميل جمع مي شوند و به هيچ وجه نوزاد را روي زمين نمي گذارند درهمين شب معمولا" نامگذاري فرزندان هم انجام مي شود. مراسم ازدواج هم توام با آئين ها و مقرراتي است اين مراسم چندين قسمت دارند, ١. خواستگاري, ٢. خرج بري : دراين قسمت معمولا" پدر داماد وجود داماد به همراه جند تن ازمردان فاميل مي رود و شيربها و مهريه دراين مراسم مشخص مي شود, ٣. عقدكنان : دربعضي از مناطق براي دعوت بانوان دراين مراسم دستمال ابريشمي به همراه نقل ، نبا وهل به منزل برخي از بانواني كه مي بايست دعوت شوند برده مي شود و با برداشتن آن دستمال دعوت پذيرفته مي شود, ۴. جهاز : را هنوز در بعضي مناطق در داخل طبق مي گذارند و به منزل داماد مي برند . در ضمن به همراه جهاز خلعتي براي داماد و بستگانش مي خرند, ۵. حنابندان : اين مراسم براي عروس و در روز قبل از عروسي انجام مي گيرد . سنگ دوزي كه بر ريو دو پايه قرار دارد و آن را سنگ حنابندان مي گويند بر روي آن هفت يا جها جام نقره يا برنخي از حنا پر ميكنند وروي آن سكه طلا يا نقره مي گذارند و دور آن شمع هاي رنگي روشن مي كنند وبه خانه عروص مي برند البته از طرف خانواده داماد حنابندان داماد نيز در برخي مناطق ايران انجام ميشود. درصبح روز عروسي درحالي كه ساقدوش هاي داماد همراهش هستند اين مراسم براي وي نيز انجام مي شود, ٦. مراسم عروس بران يا عروس كشان . همراهي كردن عروس تا در خانه داماد را مي گويند مردم همسايه روي سرعروس نقل ونبات و ميوه هاي نوبرانه فصل مي ريزند تنها در بازار كرمان مراسم داماد كشان بر گذار مي شود, ۷. مراسم پا گشا : اين مراسم درخانه داماد برگزار مي شود همه فاميل هاي دوطرف مي آيندبراي سر سلامتي وايجاد باب مراوده با خانواده جديد هدايايي نيز مي آورند. مرگ نيز مراسمي دارد مثل كفن و دفن ، شب سوم ، شب هفتم و شب چهلم . معمولا" درجامعه سنتي ما بخصوص در روستاها كليه اهالي يك روستا دست به دست هم مي دهند تا مخارج غذا به تنهايي به عهده صاحب عزا نيفتد . در بعضي از روستاها درخانه اي كه عذا داري در آن برقرار است اجاق خانه نبايد روشن شود. ١.درفصل زمستان درتقويم سنتي چند مراسم در خانه ها بصورت خانوادگي برگزار مي شود . مراسم جله بزرگ و كوچك ٢. مراسمي كه هنگام برداشت محصول برگزار ميشود كه معمولا" با اشعاري همراه است . ٣. مراسم قالي شويان . در جمعه اي درنيمه اول مهرماه برگزار مي شود درامامزاده سلطان محلي درمشهد در دهات كاشان و بياد شهادت آن حضرت مراسم گلابگيري كاشان و درپاره اي از مناطق كشور مراسمي كه خاص همان مناطق است برگزار مي شود مثل: - بازاري كه همزمان با برگزاري مراسم علم واچين در منطقه ديلمان گيلان درنيمه تابستان برگزار مي شود . - بازارهايي كه در ٢٦ مرداد ماه در منطقه شير گاه مازندران برپا مي شود . - بازار حسن رضا كه هرسال در اطراف بقعه امامزاده حسن رضا در نزديكي جويبار و مارندران در نيمه تابستان برگزار مي شود . - بازارهاي قالي كه در مراسم قالي شويان برگزار مي شود . اين بازارها همانند رسم قالي شويان يكروزه است دراين بازار برخي از نمايش . ها و بازي ها برگزار مي شود . - بازاري كه در ٢۸ ماه صفر درجوار امامزاده آقاي علي عباس كاشان برگزار مي شود . - بازاري كه هرساله در دهم شعبان درجوار امازاده سيد غلام رسول درچابهار برگزار مي شود كه مخصوص شيعه مذهبان متعلقه است . - بازاري كه دركنار مراسم پير سبز اردكان ( پير سبز چك چكو ) تشكيل مي شوددر پنج روز اول تيرماه و مخصوص زرتشتيان است . - بازاري كه دركنار مراسم قره كليسا در نزديكي ماكو در روزهاي اول تابستان برگزار مي شود و مخصوص ارامنه است . |
|||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384ساعت 19:49 توسط آخرداد اربابی
|
|
|||
|
|
|
|
|
مورخين و جهانگردان اروپايي كه در دوران صفويه از ا يران ديدن كرده اند درباره چلوها، پلوها، ترشي ها و مرباها كه در ايران طبخ مي گرديده است مطالب بسيار زيادي نوشته اند ولي هرگز راجع به چلوكباب حرفي به ميان نيامده است. به احتمال زياد بر اساس مطالبي كه توسط ميرزامحمدرضامعتمدالكتاب نويسنده كتاب تاريخ قاجاربيان شده است. به دستور شخصي ناصرالدين شاه كه اصليتي قفقازي داشته است و بر اساس نوع كبابي كه در آن منطقه طبخ مي شده استتهيه مي شده است كه توسط آشپزان ناصرالدين شاه بعد از مدتي تغيير شكل داده شده است و به صورت امروزي در آمده است.
بر اساس داستاني كه توسط دوستعلي خان معيرالممالك از نوادگان ناصرالدين شاه نقل شده است.حكايت از آن دارد كه ناصرالرين شاه 87 همسر داشته است كه 4 نفر از آنها رسمي بوده اند بقيه صيغه. هنگاميكه يك روز جمعه شاه قصد زيارت از حضرت عبدالعظيم در شهر ري داشته است. پيشخدمتهاي او مجبور بودند روز پنجشنبه به آن منطقه بروند و در حدود1000 تا2000 كباب را بر اساس دستور شاه براي خود او و1000 همراه و خدمه و همسرانش آماده كنند و كبابها نيز مي بايست هميشه همراه با سبزي خوردن و پياز سرو مي شده است. در تاريخ راجع به چلوكباب و تاثير آن در سياست نيز مطالبي يافت مي شود. در سال 1324 هنگاميكه قيمت قند وارداتي از روسيه بالا رفت و علت آن نيز جنگ بين روسيه و ژاپن بوده است علاءالدوله ، هاشم قندي و اسماعيل خان را كه جزوء تجارقند بودند، قند را به ايران وارد مي كردند و قيمت قند را بالا برده بودند احضار كرد و مشغول مذاكره با آنها شد ولي بعد از يكي صحبت علاءالدوله كه مسئول وقت تهران بود دستور داد تا آنها را شلاق بزنند هنگاميكه مي خواستند آنها را شلاق بزنند پسر هاشم قندي پيش علاءالدوله آمد و خواست تا او را به جاي پدرش شلاق بزنند و علاءالدوله دستور داد تا او را 500 ضربه شلاق بزنند. وقتيكه موقع نهار خوردن فرا رسيد علاءالدوله بلافاصله دستور توقف شلاق زدن را داد و به سه متهم گفت هنگام شلاق زدن بايد شلاق بخوريد و هنگام نهار بايد نهار بخوريد و الان چون چلوكباب حاضر است پس بايد چلوكباب بخوريم و بعد از غذا بقيه شلاقها را بايد بخوريد. در دوره مشروطه نيز هنگاميكه يكي از مشروطه گرايان در تبريز مشقول سخنراني بوده است يكي از افرادي كه چلوكبابي داشته است مي پرسد مشروطه يعني چه؟ سخنران مي گويد مشروطه يعني چلوكباب ارزان و سپس با دستش طول كباب را نشان مي دهد و مي گويد كبابي به اين طول خواهد بود و سپس بازويش را نشان مي دهد و قطر كباب هم به اندازه قطر بازوي من خواهد بود. قديمي ترين چلوكبابي كه در تهران تاسيس شده است در حدود 120 سال پيش بوده است. اعتمادالسلطنه در نوشته هايش را نقل مي كند و مي نويسد اولين چلوكبابي نامش نايب بوده است كه در بازار تهران قرار داشته است و شبيه رستورانهاي اروپائيان غذا را بر روي ميز سرو مي كرده است: ولي اسناد ديگري نيز موجود مي باشد كه اولين چلوكبابي در تبريز نزديك مرز با قفقاز تاسيس شده بوده است. پيشخدمتهاي رستوران نايب د رآن زمان برنج ها را به صورت هرم در بشقابها قرار مي دادند و همراه آن تكه كره اي نيز سرو مي شده است. پيشخدمتها يكي يكي برنجها را بر سر ميزها مي بردند و بلافاصله نفر بعدي كبابها را با سيخ در بشقابها قرار مي داده است. در آن زمان هر نفر مي توانسته هر چند تا مايل بوده است كباب بخورد و مبلغي كه از مشتريان گرفته مي شده است يكسان بوده است و فرقي بين كسيكه يك سيخ كباب خورده و چهار يا پنج سيخ نبوده است. چلوكباب نايب يكي از قديمي ترين چلوكبابي هاي تهران بوده است. اين چلوكبابي توسط دكتر حسين يزدان منش كه داراي مدرك دكترا در رشته جامعه شناسي از فرانسه مي باشد اداره مي شود و غذاهايي كه در آن ارائه مي شود بسيار خوشمزه هستند. دكتر يزدان منش عقيده دارد كه داشتن يك رستوران شناخته شده كه مردم به آن اعتماد دارند از داشتن مدرك دكتراي جامعه شناسي كمتر نيست. در سالهاي اخير نيز كباب برگ و كوبيده در سايز بزرگ كه بزركتر از اندازه استاندارد است تب زيادي پيدا كرده است كه چلوكباب پهلواني جزوء اولين مكانهايي بود كه كبابهايش بزرگتر از اندازه عادي بوده است و مي توان به عنوان بنيانگذار اين نوع كبابها از آن نام برد. مالك يكي از معروفترين چلوكبابي هاي تهران كه نامش چلوكباب شمشيري بوده حاج حسن شمشيري نام دارد كه در قسمت شرقي سبزه ميدان قرار داشت و در زمان رضاشاه تاسيس شده بود. بعدها اين چلوكبابي به يك ساختمان 4 طبقه منتقل شد كه طبقه اول آشپزخانه بود طبقه دوم مخصوص مغازه دارها و بازاريان و افراد مجرد و طبقه سوم و چهارم براي خانواده ها و مقامات در نظر گرفته شده بود. هر طبقه با آئينه هاي زيادي تزئين شده بود و خود آقاي شمشيري بر طبقات سوم و چهارم شخصا نظارت مي كرد. از ساعت 11 صبح بوي كباب و برنج كه در چلوكباب شمشيري پخته مي شد فضاي آن اطراف را پر مي كرد و رهگذران را براي خوردن چلوكباب را مردد مي كرد. چلوكبابي كه در شمشيري ارائه مي شد شامل يك بشقاب برنج همراه با كره و دو عدد كباب بوده است. آقاي شمشيري از ياران وفادار و حاميان صنعت ملي شدن نفت توسط دكتر مصدق بوده است و در اين زمينه نيز در سال 1320 با پرداخت مبلغ يك مليون ريال (كه مبلغ زيادي در آن زمان بوده است) جهت خريد اوراق قرفه و حمايت از ملي شدن صنعت نفت اقدام مي كند . بعد از كودتاي 28 مرداد و دستگير شدن مصدق توسط زاهدي شمشيري نيز دستگير مي شود و به جزيره خارك تبعيد مي شود. هم زنداني او در خارك كه نامش كريم كشاورز مي باشد در خاطرات شخصي اش نوشته است كه شمشيري متعهد شده بود كه بهترين كباب كوبيده و برگ را به هم سلولهايش بدهد كه متاسفانه اين شانس را نداشت به اين گقته اش جامه عمل بپوشاند. درباره چلوكباب شمشيري و كبابهايش توسط بسياري از نويسندگان و داستانويسان نوشته هاي زيادي به تحرير در آمده است و در اين نوشته ها از چلوكباب شمشيري به عنوان يكي از قديمي ترين و خوشمزه ترين كباب در ايران نام برده شده است. در حال حاضر نيز بسياري از چلوكبابي ها نام شمشيري را براي خود انتخاب مي كنند كه تداعي كننده كسبيت بالاي چلوكباب آنها مي باشند. بسياري از آنها نيز معتقد هستند كه آشپزشمشيري بوده اند اما در حقيقت خود آقاي شمشيري در حدود 30 سال پيش فوت كرده است و آشپز او نيز سن زيادي داشته است كه مي تواند تا امروز مشغول كار باشد و شايد هم چون كسي اورا نمي شناسد از دنيا رفته باشد. تنها نكته اي كه ممكن است باشد اين است كه افرادي كه در چلوكبابي هاي ديگر مشغول بكار شده اند و مدعي بوده اند كه آشپز چلوكبابي شمشيري مي باشند. اعتمادالسلطنه وزير انتشارات ناصرالدين شاه و رئيس دفتر مترجم در آن زمان براي پرداخت بهترين چلوكباب كه توسط چلوكبابي نايب ارائه مي شد بين 3 تا 5 ريال آن زمان پرداخت كرده است. همچنين در سال 1295 عبداله بهرامي معاون اداره امنيه تهران (پليس امروزي) بيشترين مبلغي كه براي هر وعده چلوكباب پرداخت مي كرده است 4 تا 5 ريال بوده است. حدود سي سال قبل در سال 1320 روزنامه اطلاعات براي يك پرس چلوكباب مبلغ 5 ريال دريافت مي شده است كه شامل كباب برگ بزرگ، كره 330 گرم برنج پياز و نان مي بوده است. در همان زمان چلوكباب كوبيده مبلغ 4 ريال قيمت داشته است. در بين سالهاي 35-1330 يك كباب كوبيده 5/3 ريال در تهران قيمت داشته است ولي در شهرهاي ديگر دو عدد كباب همراه با نان و كوجه فرنگي كباب شده كه شكيل يك پرس كامل را دارد 8 ريال قيمت داشته است. اگر ليموناد يا نوشابه نيز همراه غذا صرف مي شده است بين 2 تا 4 ريال نيز پرداخت مي شده است. بنابراين با پرداخت 10 تا 12 ريال كاملترين غذا را يك فرد مي توانست بخورد. در آن زمان بود كه از آب كباب براي خوشمزه كردن كبابها استفاده مي شد و توسط چلوكبابي ها با بوي آب كباب كه بر روي زغال مي ريختند مشتري هاي زيادي را گرسنه مي كردند. در سال 1352 چلوكباب برگ همراه با كره و گوجه فرنگي كباب شده و پياز و سماق مبلغ 60 ريال بوده است و اغلب افرادي كه سركار بودند و منزل نمي توانستند بروند، چلوكباب مي خوردند. دانشجويان كه درآمد بهتري داشتند معمولا جوجه كباب سفارش مي دادند كه قيمت آن 120 ريال بوده است. در آن زمان در چلوكبابي ها يك كاسه خيلي بزرگ قرار داشت كه در آن دوغ درست مي كردند و همراه با كباب به مشتري داده مي شد. يكي از مضوعاتي كه مدتها در بين مردم رايج بوده است در مورد چلوكباب اين بوده كه اگر پسري كه به سن بلوغ نرسيده بوي كباب به مشامش مي رسيد او بايد بلافاصله چلوكباب مي خورد در غير اين صورت قدرت مردانگي اش را از دست مي داد!!! بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بسياري از كبابي هايي داير شد كه فقط كباب با نان مي دادند و يك تنور دارند كه خودشان نان مورد نياز را درست مي كردند و كلمه نان داغ كباب داغ را بر روي تابلوهايشان نصب كرده اند. امروز قيمت يك پرس چلوكباب بين 7000 ريال تا 40000 ريال مي باشد و كباب كوبيده 25 ريالي بين 4500 تا 15000 ريال قيمت دارد. حقوق كارگر نيز بين 250000 تا 600000 ريال است. با اينكه چلوكباب غذاي سنتي و محلي ايران است و زماني همه از آن استفاده مي كردند متاسفانه بايد گفت كه يك غذاي گرانقيمت به حساب مي آيد. معروفترين چلوكبابي هايي كه در تهران وجود دارند عبارتند از: نايب سعادت آباد، آبان، ولي عصر، خيابان وزراء ، شاطرعباس، مدائن، البرز، ياس(كه هر دو شعبه توسط برادران ناصري اداره مي شود) رويال ونك، لوكس طلايي، آپادانا، اركيده، جوان و تبريز. بنابراين چلوكباب يكي از خوشمزه ترين و لذيذترين غذاي ملي است كه در تمام دنيا معروف مي شود و همه با لذت و ولع اين غذا را مي خورند. جواد فريفته آشپزمخصوص احمد شاه حدود 80 سال پيش هنگاميكه مقيم پاريس شد اولين كسي بود كه چلوكباب را در خارج كشور ارائه كرد و نام چلوكبابي اش فريفته بود. همچنين احمد خان از ايرانياني كه در آلمان زندگي مي كرد، در زمان حكومت نازي رستوراني باز كرد و نامش را هيتلر گذاشت و افرادي كه هيتلر و نازي را قبول داشتند اجازه ورود به رستوران را داشتند. در شهر لس آنجلس آمريكا يك چلوكبابي به نام نايب مي باشد كه اكثر ايرانيان مقيم آمريكا از مشتريان اين چلوكبابي مي باشند. و چلوكبابي ديگر پسودو(psceudo ) چلوكباب مي باشد. هنگاميكه از مسئول آنجا سئوال شد چرا پسودوچلوكباب رااسم انتخاب كرديد و چه معني مي دهد؟ گفت چلوكبابي كه در اينجا سرو مي شود با برنج ايراني است و از فيله تازه گوساله تهيه مي شود. هنگاميكه با گوشت گوساله كباب درست مي شود بهتر است نامش را استيك پلو بگذاريم تا چلوكباب. البته اين غذا چيزي شبيه چلوكباب واقعي است ولي صددرصد چلوكباب نيست. اميدوارم اينك هنگاميكه چلوكبابي كه مي خوريد اين غذاي ايراني را كه اكثريت مردم دنيا دوست دارند را با لذت تمام و غرور و افتخار ميل كنند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384ساعت 19:46 توسط آخرداد اربابی
|
|
||
|
|
|
|
|
سونامی از ترکیب دو واژه ژاپنی (بندر= tsu) و (موج =nami) تشکیل شده است بنابراین به گویش ژاپنی موج بندر معنی می دهد. این پدیده به طور غالب در دریاهای آزاد شکل می گیرد.علت تشکیل آن بالا و پائین رفتن کف اقیانوسها و تشکیل ستونی از آب بسمت بالا می باشد ، که ممکن است در نتیجه هر منشائی از جمله زمین لرزه های با سازوکار کانونی شیب لغز باشد. از عوامل دیگر ایجاد سونامی در بعد کوچکتر می توان به آتشفشانهای درون اقیانوسی، دریا لغزش ،.... اشاره نمود. پدیده سونامی تنها در دریاهای آزاد و وسیع شکل می گیرد ونخست در عمق زیاد بطور مثال 5500 متری اقیانوس در نتیجه یک زمین لرزه شیب لغز موجهائی با سرعت 835 کیلومتر بر ساعت و با ارتفاع کم نسبت به سطح آب شکل می گیرد و در این مثال در موقعیت عمق 900 متر سرعتش به 340 کیلومتردر ساعت تنزل میکند و در عمق 20 متری به 50 کیلومتردرساعت میرسد. بنابراین ابتدا موجهای با ارتفاع کم وطول موج زیاد شکل می گیرد و سپس بسوی ساحل، ارتفاع موج افزایش یافته (لازم به ذکر است که افزایش ارتفاع به شکل هندسی سواحل بستگی دارد) و از طول موج آن کاسته می شود موجهای برخاسته با حجم و انرژی بسیار عظیمی از آب با سرعتی در حدود 50 کیلومتر در ساعت به بندرها و سواحل برخورد می کند. در گزارشهای زمین لرزه های ایران همانند زمین لرزه 1008 میلادی سیراف ، 1890 میلادی تاش-شاهرود و 1945 میلادی مکران که مربوط به سواحل خلیج فارس،دریای خزر و دریای عمان می باشد گزارشهایی از این پدیده وجود دارد. در این سایت سعی بر آن است که اطلاعات موجود در سطح جهانی در مورد پدیده سونامی بطور متناوب جمع آوری و در دسترس قرار گیرد. مطالعاتی در مورد این پدیده در ایران در دست بررسی می باشد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384ساعت 19:40 توسط آخرداد اربابی
|
|
||
|
|
|
|
|
معروفترین چشمه های آب گرم به قرار زیر می باشد: آب گرم لاریجان، چشمه گوگردی اسک، چشمه های گوگردی رامسر، چشمه معدنی استراباکو و عمارت در جاده هراز، چشمه های سادات محله، سرعین، پیله دره، سردابه و بوشلی در استان های اردبیل و آذربایجان، چشمه های گرمسار، خرقان، آب ترش، حسنک و ... در استان مرکزی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384ساعت 19:30 توسط آخرداد اربابی
|
|
||